راه سبزامید

به امیدپیروزی

راه سبزامید

به امیدپیروزی

ماه مبارک رمضان(۲)

   ماه رمضان ماه ضیافت برشیعیان سبز مبارک باد  

نوشته هایه قبلی راخواهرم نوشته بود.امیدوارم خداوند در این ماه رحمت به جنبش سبز برکت ونیرو دهد وستم و زورگویی رادرتمام دنیا ریشه کن کند

ماه مبارک رمضان(۱)

به نام خدای رمضان 

امروز روزه نهم ماه مبارک رمضان بود. و من به کمک خدا و توسل به او توانستم همه روزه هایم را بگیرم. کار روزانه و شبانه ام به این صورت است. 

هر شب ساعت ۱۲ به بعد با مادر و خواهر و زندایی ام به حرم می رویم و تا ساعتی قبل از اذان صبح مشغول به عبادت و صحبت و .... می شویم.  

بعد میاییم منزل و حسابی سحری با آب می خوریم. و بعد از نماز به سراغ خواب می رویم. 

تا ظهر. ظهر هم به جلسه قرآن می رویم با مادر که البته .... . بعد از قرآن و نماز هم به خانه می آییم و به مادر کمک می کنیم. کمی بعد از کمک کردن به مادر استراحت می کنیم تا ساعت ۶ . بعد دوباره کمک مادر افطاری درست می کنیم. جایتان خالی چند شب پیش من چیس و پنیر درست کردم و همه خوردن. همه گفتن چقدر خوشمزه است راستی سس آن را هم خودم درست کردم و خوردم .  

شب ها هم گاهی وقتها مطالعه می کنم. کتاب مثل آباد را نگاه می کنم. کتاب خوبی است. (البته بقیه کارها را نمی نویسم چون می ترسم ریا شود) 

انشاء الله کم کم می خواهم مطالب علمی و خاطراتم را روز به روز در وبلاگم قرار دهم. 

از کلیه دوستان که به وبلاگ من مراجعه می کنند درخواست می کنم که برای موفقیت خودشان و من دعا کنند.  

چیزهای دیگه رو بعدا بیشتر می نویسم. 

موفق باشین  

خودم

تولدم

دیروز روز تولدم بود. 

دوازده سالگیم بود. خیلی خیلی به من خوش گذشت. در منزل مادربزرگم (بابارحیم) مجلس جشنی برگزار کردیم.  

همه بودن. پدر و مادر و خواهرهایم (فاطمه و بهاره). دایی هایم. عمه هایم. و فامیل های نزدیک بودن. 

با پارسا و سپهر  و گلنوش و امین و همه بچه های فامیلمان کلی شادی کردیم و کیک تولدی که بعدا عکسش را توی وبلاگم میزارم حسابی دلی از عذا دراوردیم.